ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
12
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
موازى با دريا هيچ چيز ديگر ندارد ؛ دو كوچهى كثيف سنگفرش نشدهيى كه در ميان گل و لاى آن خوكها و جوانهاى شهر خوش خوشك گردش مىكنند . يك كليسا كه نمونهى شايان توجهى از معمارى روم شرقى در قرن هشتم بود و ميدانى كه چهار گوشهى آن را اتاقهايى احاطه كرده بودند به علاوه يك موزهى اشياء قديمى ، ظاهرا تنها جاهاى ديدنى شهر شمرده مىشد ولى آن روز موزهى شهر بدبختانه تعطيل بود و ما فقط خود را به بالا رفتن از تپهى مهرداد « 1 » راضى كرديم . از دوران آن شهريار پرآوازه خدا مىداند كه شهر كرچ چقدر عوض شده است ! شب هنگام بود كه تزاروونا به حركت درآمد و ما سحرگاهان در نزديكىهاى سواحل آبخازيا « 2 » در فاصلهى كمى از لنگرگاه بندر كوچك نوو - روسيسك « 3 » از خواب بيدار شديم . كشتى مدت بسيار كوتاهى در آن لنگرگاه توقف كرد و بلافاصله به حركتش ادامه داد . اگر گفتهى فرماندهى كشتى درست باشد ، اين بندر آيندهى بسيار درخشانى در پيش دارد . او مىگفت : يك شركت فرانسوى براى استخراج منابع سرشار نفتى كه اخيرا در اين نواحى كشف شده ، دست به كار شده است . سواحل آبخازيا ، آنطور كه ما مىديديم ، از كوههاى كمارتفاع پوشيده از جنگلهاى انبوه احاطه شده بود و دامنهى آن تا لب دريا ادامه پيدا مىكرد ، اگرچه كشتى در فاصله كوتاهى با خشكى راه مىپيمود ، ولى مدتها طول مىكشيد تا ما با دوربينهاى خود آبادىهاى محقرى را با چند كلبهى چوبى در آن دوردستها تشخيص دهيم . از نوو - روسيسك به آن طرف ، كوهستانها در امتداد جنوب شرقى به تدريج مرتفعتر و مناظر اطراف پرابهتتر مىشود ، اما همه جا كرانهى دريا فقط پوشيده از جنگل و درخت است . ساكنان اين مناطق ، كه مسلمانان متعصبى بودند ، نتوانستند به يوغ روسها گردن نهند . آنها به وعدههاى اغواگرانهى حكومت ترك دل بستند و به آسياى صغير مهاجرت كردند . اما بسيارى از آنان از فرط فقر و فاقه جان خود را از دست دادند و بقيه نيز مورد حملهى راهزنان ترك و عرب كه چون حيوانات وحشى جاى جاى به دنبال آنان بودند ، قرار گرفتند . در حال حاضر نسل اين بوميان چركسى در اين منطقه ، اگر هم به كلى از بين نرفته
--> ( 1 ) . Mithridates : پادشاه سرزمين بوسفور حدود 110 قبل از ميلاد . م . ( 2 ) . Abkhasie ( 3 ) . novo - Rossiske